حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2260
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
سيحون دست انداخت و بعد براهى ، كه از تاريم « 1 » و صفحهء تاتارها ميگذشت استيلاء يافت . در جنوب هم يونانيها تا سند و پتاله رانده مملكتى وسيع بدست آوردند . مقصود يونانيهاى باختر اين بود ، كه بين اوقيانوس هند و چينىها واسطه مبادلات تجارتى باشند . در اين زمان ترّقى باختر فوقالعاده بود . ژوستن گويد ، كه باختر هزار شهر داشت . اگرچه اين عدد به نظر اغراق ميآيد ، ولى ممكن است مقصود نويسندهء قديم مزبور باختر بالاخصّ نبوده ، او دولت باختر را ، كه از تركستان شرقى تا اوقيانوس هند امتداد داشته ، در نظر گرفته بوده ، بهرحال ديرى نگذشت ، كه براى دمتريوس يك نفر مدّعى اوكراتيد نام پيدا شد . او برضدّ دمتريوس قيام كرده تاجوتخت باختر را غصب كرد . اين شخص هم خيلى كارى بود ، ولى بدست پسرش هلىاكل نام ، چنان كه بالاتر گفتيم ، كشته شد . بعد مقارن اين احوال مهرداد اوّل اشكانى نظرى بباختر انداخته درصدد برآمد ، كه آن را مانند زمان قبل از اسكندر بايران ضميمه كند . چنين هم شد ، زيرا يونانيها مجبور گشتند باختر را باشكانيان داده و خودشان به طرف جنوب رفته ، در كابل برقرار شوند ( 139 ق . م ) . اين احوال تا 127 ق . م پائيد ، و در اين زمان سكاها در تحت فشار يوئهچيها بباختر ريختند . جهت اين نهضت ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، هونها بودند ، آنها بسر مردمى ازنژاد زردپوست معروف بيوئهچيها ريخته مساكن آنها را انتزاع كردند ، اينها هم بنوبت خود بسكاها فشار آورده آنها را از مساكنشان راندند و سكاها هم چاره نداشتند ، جز اينكه به طرف جنوب بروند ، ولى چون ايران پارتى سدّى محكم بود ، ناچار بجاى اينكه بخراسان بريزند ، به طرف باختر رفتند ، و در افغانستان كنونى برقرار شدند ( تقريبا 127 ق . م ) . يونانيهاى باختر هم چاره را در اين ديدند ، كه به طرف جنوب شرقى رفته در كابل و وادى سند محكمتر بنشينند . در ابتداء در اين كار بهرهمند بودند ، چنان كه در سلطنت مناندر « 2 » نامى
--> ( 1 ) - Tarim . ( 2 ) - Menandre .